صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 76

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

آن‌گونه كه از گزارش خود صائن الدين بر مىآيد ، قديمىترين نشانهء گرايش او به تصوّف ، مربوط مىشود به اوايل جوانى و حدود بيست سالگى او ، كه پيش از سفر مكه به دست يكى از بزرگان صوفيه ، خرقهء تبرّك پوشيد : « يكى از بزرگان عصر ، كه پيشتر از آنكه اين فقير عازم سفر شود ، بديشان رسيده بود ، خرقهء تبرك آوردند و اين فقير گردن اعتقاد پيش داشته ، بر سر اين فقير انداخته بودند . » « 1 » در شرح حال صائن الدين ، از سفر طولانى او به ممالك اسلامى و همسفرانش سخن گفتيم و حكاياتى را در ديدار او با عارفان و اوليا آورديم . از جملهء اين حكايات ، ديدار با شاه نعمت الله ولى بود . رضا قلى خان هدايت ، صائن الدين را همراه با جمعى ديگر ، مثل سيد قاسم انوار و شرف الدين على يزدى و شيخ كمال الدين خجندى ، در زمرهء مريدان شاه نعمت الله ولى مىشمارد ؛ « 2 » اما خود صائن الدين دربارهء ارادتش به مرشد خاصى سخن نگفته است ، و دربارهء مرشدى هم كه از او خرقهء تبرك گرفته بود ، مىگويد كه بعدها به دليل عدم التزام وى به تكاليف شرعى ، با او به بحث و جدل پرداخته است . « 3 » شخصيت صائن الدين بيش از آنكه در زىّ تصوّف مطرح باشد ، در قلمرو علم عرفان قابل بررسى است . او معتقد است كه : « اين طايفه [ عرفا و مشايخ صوفيه ] در آن مىكوشند كه محمد را چنانچه اوست ، بشناسند و علم او را بدانند و كتاب او كه قرآن است ، فهم كنند . غير از اين هيچ قصد ديگرى ندارند . » « 4 » ولى حقايق مكشوف اين علم در حوصلهء فهم همگان نمىگنجد و دشمنى عوام را بر مىانگيزد : « . . . اما سبب آنكه اين طايفه [ اهل دستار دربارى ] منكر مىباشند درويشان را ، آن است كه علمى چند مشكل از آثار انبيا و رموز اوليا بر روى روزگار مانده كه دست فهم هر كس به دامن ادراك آن نمىرسد و به غير از زيركان هوشمند كه به حسن متابعت پيران طريقت ، اين راه را سپرده به پايمردى رفيق توفيق ، بعد از رياضتهاى بيشمار و علوم بسيار كه حاصل كرده تيزگام فكر را در اين ميدان توانند دوانيد ، ديگرى را مجال ادراك آن نمىباشد . » « 5 »

--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 213 . ( 2 ) . مجمع الفصحاء ، ج 2 ( 1 ) ، ص 88 . ( 3 ) . چهارده رساله ، ص 213 . ( 4 ) . همان ، ص 186 . ( 5 ) . همان ، ص 223 .